تبليغاتX
fa30il

fa30il

فسیل در زبان گراشی نام درختیست که به آن نخل نیز می گویند...!

نخبه ای؟ کاری می کنیم از مملکت فراری شوی!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 12:56  توسط فسیل  | 

بهترین روش از نظر محققان فسیلی برای خوابی ارام و دلپذیر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 12:27  توسط فسیل  | 

شنیدین که میگن:

خدا گوید: تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
توای والا ترین مهمانه دنیایم
شروع کن یک قدم با تو
تمامه گامهای مانده اش با من....

این شروع کردن فقط در راه رسیدن به خدا هستش یا به شروع کارهای دیگه هم مربوط میشه؟ 

که این کارها ممکنه مباح یا حرام باشند.

یعنی اگه یکی خواست دزدی کنه میتونه از خدا کمک بگیره؟

یا مثلآ  کسی بخواد وبلاگ بزنه میتونه روی خدا حساب کنه؟

ویا هزاران سوال دیگه.

اصلآ خدا چند قدم از گام های زندگی مارو واسه ما بر میداره؟

بابا اصلآ شده ما واسه خودمون قدم برداریم؟

 یا  همیشه منتظريم که چون مسلمان هستیم قدم اول را هم خدا واسه مون برداره؟؟؟

فکر میکنم یکی از دلايل عقب ماندگی و جهان سوم بودن کشورهای اسلامی اینه که اکثر مسلمونا میخوان خدا خودش زندگی را برای اونا تغییر بده. و دلیل پیشرفت کشور های غربی اینه که میگن خدا در کار ما تاثیر چندانی نداره پس خودمون بايد گام برداریم.

چه خوب میشود ما هم بگوييم خودمان برای خودمان گام بر میداریم و خدا هم کمکمان میکند.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اسفند 1389ساعت 17:47  توسط فسیل  | 

دانشگاه هاروارد و استنفورد





خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند.

منشی فوراً متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامی گفت: «مایل هستیم رییس را ببینیم.»

منشی با بی حوصلگی گفت: «ایشان امروز گرفتارند.»

خانم جواب داد: « ما منتظر خواهیم شد.» 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 7:19  توسط فسیل  | 

عاقبت کمک به دیگران

یک روز مردی در حال عبور از خیابان کودکی را مشغول جابجایی بسته ای دید که از خود کودک بزرگتر بود، پس به نزدیکش رفت و گفت: عزیزم بگذار تا کمکت کنم.

مرد وقتی خواست بسته را بردارد دید که حتی حملش برای او مشکل است چه برسد به این بچّه.
کمی که رفتند مرد از کودک پرسید چرا این بسته را حمل می کند؟
کودک در پاسخ گفت: که پدرش از او خواسته است.
مرد پرسید: چرا پدرت خودش این کار را انجام نداد؟ مگر نمی دانست که حمل این بسته برایت چقدر سخت است؟
کودک جواب داد: اتفاقا مادرم هم همین حرف را به پدرم زد ولی او گفت:
"خانم بالاخره یه خری پیدا می شه به این بچّه کمک کنه دیگه!"

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 19:38  توسط فسیل  | 

عظمت ما ادما

 آدم هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 19:37  توسط فسیل  | 

تودیگر مثل این شکارچی نباش


یک شکارچی، پرنده‌ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت سیر نشده‌ای. از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی. اگر مرا آزاد کنی، سه پند ارزشمند به تو می‌دهم تا به سعادت و خوشبختی برسی. پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم کنی، پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ات بنشینم به تو می‌دهم. پند سوم را وقتی که بر درخت بنشینم. مرد قبول کرد. پرنده گفت:"پند اول اینکه: سخن محال را از کسی باور مکن"مرد بلافاصله او را آزاد کرد. پرنده بر سر بام نشست... گفت پند دوم اینکه: "هرگز غم گذشته را مخور. برچیزی که از دست دادی حسرت مخور"پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت: ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست. ولی متأسفانه روزی و قسمت تو و فرزندانت نبود. و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی. مرد شکارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد. پرنده با خنده به او گفت: مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟ یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟ پند اول این بود که سخن ناممکن را باور نکنی. ای ساده لوح! همه وزن من سه درم بیشتر نیست، چگونه ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟ مرد به خود آمد و گفت ای پرنده دانا پندهای تو بسیار گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.پرنده گفت: آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم؟"پند گفتن با نادان خواب‌آلود مانند بذر پاشیدن در زمین شوره‌زار است"

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 19:33  توسط فسیل  | 

دود

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد . او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.

سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در ­حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد... فریاد زد: " خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟ "
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد .
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائــــــمی که با دود می دادی شدیم !

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 19:29  توسط فسیل  | 

پیام تسلیت

درگذشت به حق یا نابحق دانشجوی عزیز جناب اقای.................. در اغتشاشات روز گذشته را به خانواده محترمشان و تمام دانشجویان تسلیت عرض مینماییم.

شایان ذکر است مراسم باشکوهی در اوج غربت توسط دوستان او در خوابگاه شهید دستغیب شیراز برگزار شد.

ایشان دانشجوی ترم 4 رشته زیست شناسی بوده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند 1389ساعت 17:48  توسط فسیل  | 

دومينوي فروپاشي نظام هاي ديكتاتوري كشورهاي عربي

طبق اخبار رسيده از شبكه هاي مختلف خبري طي چند روز گذشته شاهد آن هستيم كه دومينوي فروپاشي نظام هاي ديكتاتوري عربي وابسته به غرب در منطقه خاورميانه در حال كامل شدن است و به گفته ي سخنگوي ارشد كاخ سفيد آمريكا تنها بازنده است زيرا اين كشورها به دامن ايران مي افتند.

نكته ي قابل توجه در اين بين به نتيجه رسيدن سريع اين اعتراضات و فرار بسيار زودتر از انتظار پادشاهان و رؤساي جمهور اين كشورهاست. به طوري كه حدود دو الي سه هفته بيشتر توان مقاومت ندارند و فرار را بر قرار ترجيح مي دهند. در حالي كه در انقلاب اسلامي ايران اعتراضات مردمي و كشتار آنها توسط حكومت پهلوي حدود 15 سال به طول انجاميد(به طور جدي از 15 خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357) كه نتيجه ي آن كشته و زخمي شدن صدها هزار نفر از مردم و همچنين اسارت عده ي زيادي در زندان هاي مخوف ساواك بود.

در بررسي علل اين تفاوت ها اشاره به چند نكته ضروري است:

1-             دست آمريكاي جنايتكار و هم پيمانان غربي اش در پشت پرده ي همه ي اين جنايتها، دسيسه ها  و حمايت از ديكتاتوري هاي سقوط كرده و نكرده به طور آشكار پيداست.

2-             بيشترين كساني كه از اتفاقات اخير ناراحت و نگران اند زورگويان و ياوه سرايان جهان اند كه ناحق را بر حق ترجيح مي دهند، و در مقابل خوشحال ترين آنها ملت هاي مظلوم و آزادي خواه سراسر جهان است.

3-             هر چه اعتراضات بيشتر به طول بينجامد و مردم تحت فشار بيشتري قرار بگيرند، مسلما اصلاحات اساسي تري به وقوع خواهد پيوست. زيرا مردمي كه با زحمت و تلاش زياد به يك موفقيتي رسيده باشند به تغييرات نمادين و بي اثر در پست هاي كليدي راضي نشده و خواهان انحلال آن كابينه و تشكيل دولت جديد و حتي تغييرات اساسي در قانون اساسي خواهند شد. اين در حاليست كه اگر اعتراضات كوتاه و موقتي باشد مردم راحت تر خام شده و با چند عزل و نصب ساده و يا تغييرات ناچيز در قوانين آرام مي شوند و اوضاع به حالت عادي خود باز مي گردد.(باد آورده را باد ميبرد اما چيزي كه با تلاش به دست آيد را نه)

4-             با توجه به نكته فوق شايد يكي از دلايل حمايت نكردن آمريكا از ديكتاتورهاي در آستانه سقوط همين مسئله باشد كه نگذارند اعتراضات دامنه دار باشد و به واسطه ي آن اصلاحات عميق و ريشه داري بوجود آيد. نمونه ي آن  انقلاب اسلامي ايران بود كه با عنايات خداوند متعال و رهبري امام خميني(ره) و حمايت مردم و حماقت آمريكا و دشت نشانده اشان محمد رضا شاه پهلوي، اعتراضات دامنه دار و پيوسته اي ايجاد شد در نتيجه انقلاب اسلامي به وقوع پيوست و فصل جديدي از روابط ديپلماتيك در سطح جهان رقم خورد، كه نتايج آن را هم اكنون در جهان شاهد هستيم.

5-             اتفاقات اخير بايد براي همه ي دولت ها و گروه ها و جناح هايي كه به حمايت هاي مالي و نظامي آمريكا و هم پيمانانش دل خوش كرده اند درس عبرتي باشد و ببينند كه اينها چگونه در مواقع اضطراري از زير تعهداتشان شانه خالي كرده و آنها را به حال خود وا مي گذارند.

6-             نتيجه اي كه فكر كنم هر كسي با هر عقيده و گرايش سياسي به آن رسيده باشد اين است كه آمريكا تا زماني در شيپور حمايت و جانبداري از حكومتي مي دمد كه فايده اي برايش داشته باشد و او را به اهدافش نزديكتر كند، اما به محض اينكه منافعش با منافع كشور ديگر در تعارض باشد به هيچ قاعده و قانوني پايبند نبوده و همه را زير پا مي گذارد.

7-             بي ترديد الگوي همه ي اين ملت ها در مبارزه و جهاد عليه ظلم و بي عدالتي و تبعيض طبقاتي و ...، انقلاب مردم ايران است. همانگونه كه خميني كبير فرمود:« ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مي كنيم و تا رهايي كامل همه ي ملت هاي مظلوم و دربند از پاي نخواهيم نشست»

8-             نظام هاي ديكتاتوري عربي هيچ اراده اي از خود نداشته و در همه ي امور تابع صرف آمريكا هستند. اين چنين حكومت هايي بسيار متزلزل بوده و در برابر كوچكترين ناآرامي ها چه در داخل و چه در خارج كشورشان تاب مقاومت ندارند و همانند مهره هاي دومينو يكي پس از ديگري فرو خواهند ريخت.

     در پايان اميدواريم اين اعتراضات و تحرك ها همچنان ادامه دار باشد و ملت هاي بيدار گول وعده و وعيدهاي پوشالي دولت ها را نخورند و به دليل مسائل بي ارزش دست از آزادي خواهي و مبارزه عليه ظلم و استبداد بر ندارند.

« ان الارض يرثها عبادي الصالحون»

بي شك زمين را بندگان شايسته من به ارث خواهند برد.

                       با اميد تحقق هر چه سريع تر وعده هاي الهي

                                               والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 2:45  توسط فسیل  |